باران...

 انگار دلش خیلی پر است. می خواهد همه گریه او را ببینند. به سرعت پایین می روم. هیچ چیز زیباتر از راه رفتن در زیر باران نیست. یاد حرف سهراب می افتم: چترها را باید بست زیر باران باید رفت چترم را با خودم نمی برم. صدای خرد شدن برگ ها در زیر پایم و صدای باران با هم آمیخته می شود. با آن آرامش می گیرم. بوی خاک نمناک همه جا به مشام می رسد عطر تازگی را هر کجا که بخواهی می توانی احساس کنی ؛ روحت تازه می شود. دختر بچه ای را در کنار خیابان می بینم، دست هایش را باز کرده است،چشمهایش را بسته و سرش را به سمت آسمان بلند کرده است. انگار او هم به صداقت باران ایمان دارد. آه ای باران! ای گوهر پاییزی ببار. شاید علت گریه آسمان تشنگی زمین باشد . چه وجود پاکی. ببار، ببار و زمین تشنه را سیراب کن. شاید هم بدی ما آدم ها آنقدر زیاد شده که آسمان با دیدن این همه سیاهی بغضش ترکیده است. ابرهای پنبه گون خورشید را پشت خود پنهان کرده اند. اثری از او در آسمان نیست و فقط یک تلالو غریب از پشت ابرها ابراز وجود می کند. به خودم می آیم تما بدنم خیس شده است. دیگر وقت رفتن رسیده، وقت دل کندن از باران، ... مگر می شود به این سادگی ها لذت زیر باران بودن را از دست داد؟... به خانه می آیم . از پشت پنجره به خیابان خلوت می نگرم. انگار هیچ کس طاقت گریستن آسمان را ندارد. باران هم چنان می بارد...

/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهشیدجیگملی

یه زحمت به خودت نده بیا وبلاگمااااااااااااااااااا؟..!!!...[تعجب]رفتش نامرد[ناراحت]بیا هم دردمن باش[ناراحت]

مهشیدجیگملی

****...خسته هستم...**** از زندگی کردن از این همه تکرار های بی هدف خسته ام... از های و هوی کوچه و بازارها خسته ام... دلگیرم از ستاره ها و آزرده ام ازماه... دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم... دیگر از این حصار دل آزارها خسته ام... از او که گفت: یار تو هستم ولی ولی نبود... از خود که بی شکیبمو و بی یار خسته ام... از زندگی کردن از این همه تکرارهای بی هدف خسته ام...

م.م.نصاری

دستي كه به دست من بپيوندد نيست صبحي كه رو ي ظلمتم خندد نيست زنجير فراوان فراوان اما چيزي كه مرا به زندگي بندد نيست (نقلي از زنده ياد حسين منزوي) [گل] زيبا بود به ما هم سر ي بزن تا بعدبدرود

سپیده

سلام به روزم و منتظر [چشمک][گل]

مهشیدجیگملی

دوترازدی دردناک درزندگی وجوددارد:درعشقت ناکام شوی یا به وصال عشقت برسی...

يلدا

سلام چطوري؟ نيستي؟ ( ولي فك كنم من نيستم!!) خيلي عالي بود م3 هميشه... ا..!سهيل چرا كليك راستتو بستي؟؟!!! مگه نگفتم چرا بستي؟حالا چي كار كنيم؟..!!! ببينم اين راه خلاص شدن نداره؟!!! عجب!! خب فعلا باي..

يلدا

خب می گم خوش به حالت که فینیش شد! خوش به حالت که وقت داری کتاب بخونی البته از نوع غیر درسیش! کسی که قراره فکر بد بکنه منم که نمی کنم.راحت باش!به قول خودت مهم نیس..ولی خب!.. سوما همینا چهارما چی بنویسم؟ پنجمن:مرسی ششما:کلیک راستت راه خلاص شدن نداره؟؟؟؟؟!!!! هفتما: بای

lady-love

سلام مرسی که سززدین بازم بیا پیشم موفق باشی وبتم عالیه بای[گل]

xxtrex

سلام سهیل جون ممنونم عزیز نظر لطفته تو هم خیلی قشنگ مینویسی ، انگار یه عمر هست که دارم متنتو میخونم ، برام خیلی آشناست ، احساس خوبیه حرفایی که تو وبلاگ میزنم از ته دلمه شاید واسه این هست که اینطور میشه ، اما باور کن دل یه پسر عاشقی مثه من خیلی از این متنا هم بیشتر حرف داره اما ... خیلی به این بارون احتیاج دارم اما نمیباره انگار آسمون با من قهره! فعلا عزیز بازم بیا اون ورا [خداحافظ]