رویای تلخ

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد...

 
اینجا جهنم...
نویسنده : سهیل - ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٩
 

سلام سلامتی میاره. سلامتی زندگی میاره. زندگی زن میاره. زن بچه میاره و بچه هم دردسر میاره. پس دیگه سلامی در کار نیست...

خدایا  این ایرانیا کی میخوان آدم بشن؟ اصلا اینا آدم میشن؟ ...!! سوم دبیرستان که بودم ،معلم تاریخمون واسمون زیاد تعریف میکرد. چون داخلی بود گیر نبودیم. میگفت مغولیا  که حمله کردن ایران ، تو ارتششون از  اکثر  کشورا سرباز بوده. دلیل اینی که الان میبینین یکی شبیه افغانیاست و یکی شبیه چینی ها ، اینه ! میگفت بدبختا  همتون حرومزاده این. الان میفهمم که چی میگفت. یه خدابیامرزی هم میگفت این ایرانی ها  هیچ وقت آدم نمیشن. اخرشم مرد و آدم شدن اینا رو ندید...

 


اه اه اه ... بازم عید اومد. جمع کنین بابا. هرکی از دور آدمو میبینه میاد جلو شاپ و شوپ شروع میکنه بوس کردن. انگار زنشو گرفته بغلش. مرتیکه...

جدیدا بعضیا خودشونو خدا تصور میکنن ! دقت کردین؟ زیادم هستنا...

دوتا ایرانی رو داشتن میبردن جهنم. میرسن به دوراهی. از فرشته ها میپرسن کدوم طرف بریم؟ فرشته ها میگن چپ میره به جهنم ایرانیها و راست میره به جهنم خارجی ها ! میپرسن فرقش چیه؟ فرشته ها میگن تو جهنم خارجیا هفته ای یه بار قیر داغ میریزیم تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز قیر داغ هست ! اولی میره جهنم ایرانیا و دومی میره جهنم خارجیا. بعد از چند ماه  دومیه میگه برم جهنم ایرانیا ببینم چی میکنن؟ دوستم چطوره که  هر روز قیر میخوره؟! میره میبینه دوستش(همون اولیه) با دوستاش نشستن دارن میگن و میخندن. میگه فلانی چه خبره؟ چطور طاقت اوردین و از این حرفا... اولیه هم میگه اینجا  یه روز قیر نیست ! یه روز قیر هست قیف نیست ! یه روز قیف هست کارگر نیست ! یه روز قیرش سرده ! یه روز پیمانکارش نیست ! خلاصه  اینطوری میگذره.... ایرانی  یعنی ایرانی. جهنم و بهشت نداره که... داره؟!

مگه ایرانی ها نوع دوست نیستن؟ مگه ایرانی ها خون گرم نیستن؟ خو منم ایرانیم مثلا ... تو خیابون بعضی از این دخترارو میبینم  میخوام پیشا پیش و پساپس عیدو بهشون تبریک بگم. باید بوسشون کنم دیگه !! آخه من قلبم در محبت به اطرافیان میتپه... اگه هم احساساتمو نریزم بیرون ، چون قلبم ضعیفه و با باتری کار میکنه(نمیدونی مگه؟) ، وامیسه !! اونوقت زنام بیوه میمونن و بچه هام یتیم میشن و بی سر پرست. دنیا میرسه به آخر... اصلا نمیشه... نه... نـــــــه.... نمیشه....  پس هرکی  تو خیابون بوستون کرد بدونید منم !(البته به خیلی ها این بوسه تعلق نمیگیره. چون من فقط خوشگلارو  که شبیه خودمن بوس میکنم !).

دیدی چی شد؟ پرشین بلاگ هم سرطان گرفته ! اون از صفحه اولش و اینم از مدیریتش. چهاربار نوشتم و انتشارو زدم اما رفت  یه جاییش....! چیه خو؟به من چه که مشکل داره. تقصیر خودشه ! میخواست با یه چیز دیگه اشتباهش نگیره... هرچیزی حدی داره بابا. حیف این چشای خوشگل و ناز من نیست که بشینم اینجا و بنویسم بعد پرشین بلاگ با یه چیز دیگه اشتباهش بگیره؟؟!!

جدیدا  یه ایرانی شده شهردار مکه !!!! کعبه  افتاده تو طرح بزرگراه. دقیقا وسطه وسط  بزرگراه...  عجــــــــــب.... بیچاره کارش خیلی سخت شده !!

امروز تو خیابون توی یه مغازه ، یه گل دیدم  خیلــــــــی خوشگل بود. رفتم تو گفتم اقا اون گلرو بده... گفت اون گل نیست عزیزم. آینه ست. عجـــــــــب...

از دوباره جدیدا ،ایرانی ها سفینه ساختن که برن خورشید !!! چیه؟ میخواین برین؟ خیالتون راحت باشه برین. نه  ذوب نمیشین. نترسین. آخه میخوان طبق برنامه برن که شب برسن ! اصلا ایرانی ها خودشونم مثل خورشیدن. اگه گفتین چرا؟(از پشت کوه اومدن دیه...)

تو روزنامه نوشته بود  یه رشتی  چون زنشو کتک میزده ، به جرم تخریب اموال عمومی دستگیر شده. هرکی میخواد کار خیر انجام بده از همینجا شروع کنه. وثیقه ای... سندخونه ای... چیزی.... هرچی باشه قبوله.

بهار بازم اومد... کی پاییز میرسه پس؟

 عطار هفت شهر عشق را گشت و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم...