رویای تلخ

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد...

 
91/8/12
نویسنده : سهیل - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٢
 

باید رفت...

تا رسیدن به مقصد راه درازی در پیش است ! پاهایم یارای رفتن نمیدهند. ولی باید رفت... دیگر مجالی برای ماندن نیست ! باید رفت... تا دور شد از این سر در گمی. باید رفت و به جان خرید گرد و غبار این سفر را ! باید رفت و خط کشید بر همه ی آرزوها ! بیشتر از این نباید به پای زندگی سوخت... باید رفت !

باید رفت...