رویای تلخ

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد...

 
باران...
نویسنده : سهیل - ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧
 

در خلوت خود آرام گرفته ام و غرق در اقیانوس اوهام شده ام. صدای برخورد چیزی به پنجره رشته نازک افکارم را از هم می گسلد. پشت پنجره می روم و پرده را کنار می زنم، وای خدای من... آسمان دارد می گرید.